سرهنگ جلیل بزرگمهر



- دکتر مصدق و رسیدگی فرجامی در دیوان کشور، با شرحی از ناصر پاکدامن، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۵

 

 

بزرگمهر می نویسد: این کتاب که آن را کتاب سوم نام نهاده ام، مربوط است به رسیدگی به پرونده اتهامی! دکتر محمد مصدّق در دیوانکشور که با تایید احکام دادگاههای نظامی محکومیت دکتر مصدّق در سه دادگاه ایران! و به دست قضات ایرانی! را یکدست و کامل نمود!

در عنوان پیشگفتارم آورده ام: کدام رسیدگی؟

جز    اطاعت بلا اراده دیوانکشور از حاکم زمان و عرض عبودیت؟!

جز   تیر خلاص بر قضاء و استقلال قضایی؟!

جز   تجری حاکمان خائن و ظالم در خود کامگی به همه مقدسات یک ملًت در حد اعلی و اجازه عام در لجام گسیختگی با هزاران منکرات و معاصی. 

دکتر مصدّق بهتر از همه اینان را می شناخت به اصطلاح فلزشان را می شناخت.

دکتر مصدّق نشانی از عدالت از این دیوان نمی دید.

دکتر مصدّق قضاوت عادلانه در اینان سراغ نداشت . . . و. . .

دکتر مصدّق به قضاوت دیوانکشور که رای عادلانه! دهند دل نبسته بود.

او می خواست همه مراحلی را که در این مقولات وجود داشت بپیماید و پیمود، او علیه قضات صادر کننده رای اعلام جرم کرد، تجدید نظر خواست، یادآور اعاده دادرسی شد.

او برای همه کرسی نشینان دیوانکشور دخیل در کارش کرسی اتّهام ساخت که تا دنیاست کرسیهای مجرمیت و گناهکاری غیر بخشایششان از صفحات تاریخ محود شدنی نیست. همانگونه که کرسی خطابه دکتر مصدق در دیوان داوری بین االمللی لاهه در دفاع از حقوق ایران سرفراز و استوار مانده و هر که در طول سالیان دراز که از جلوس دکتر مصدّق در آن کرسی گذشته به تماشای آن دیوان رود نشان می دهند که اینجا جایگاه مقاومت و حق طلبی دکتر مصدّق است، نه امثال علاء و داور که ظاهر حق طلبی و عدالتخواهی در آنجا به خود گرفتند و نتیجه اش 32 سال تمدید قرارداد نفت و زنجیرهای اسارت بار محکمتر بر گردن ملت ستمدیده ایران گرید.

فَاعتَبِروا یا اُولِی الأبصار

برای دکتر مصدّق اگر مراحل دیگری هم از این نوع محاکم حتّی وجود داشت، یا خلق می شد دکتر مصدّق پاشنه کفشهای دَر بُرده از کودتای ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ را ور می کشید و شتابان بدان سوی روی می آورد که نکند نسبت به بیان حق و حقّانیت مربوط به ایران و ایرانی خبری باشد – و ترک اولایی صورت گیرد. او می خواست شرف و حیثیت انسانی، آزادی و استقلال ایران و ایرانی تحقق یابد و به شهادت زندگی پر تلاش و پر برکتش این هدف را بدون غفلت دنبال کرد و از پای ننشست.

او می خواست عاقبت ساختار مشروطه پنجاه ساله را به دست وطن فروشان نشان دهد و ملت ایران  را آگاه نماید و در این راه موفق  بود. 

این کتاب در سال ۱۳۶۵ در ۳۷۷ صفحه، توسط شرکت سهامی انتشار به چاپ رسید.

بازگشت