سرهنگ جلیل بزرگمهر



- دکتر محمد مصدق در دادگاه تجدید نظر نظامی، شرکت سهامی انتشار، تهران، ۱۳۶۵

 

متنی از جلیل بزرگمهر در مقدمه کتاب:

دکتر مصدق در کار تهیه و تدارک دفاع و جمع آوری مطالب به عادت گذشته (دادگاه بدوی که متهم عادت داشت به ردیف کردن گفته ها، کم گفته ها، ناقص گفته ها، نتوان گفته ها که موجب سرّی شدن جلسات دادگاه نگردد) بی امان در تلاش بود. من هم در جمع آوری مدارک و اسناد ناظر به امر محاکمه. از ابتدای ورود به مرحله رسیدگی در دادگاه تجدید نظر که با هشدارهای دکتر مصدق به من توام بود، یادداشتهایی بر می داشتم. در جلسات رسیدگی تند نویسی می کردم که اینک در تنظیم کتاب دوم بر حسب موضوع و مطلب از آن یادداشتها به صورت اختصار و به شکل زیر نویس صفحات آورده ام و در صورتی که اقتضای شرح بیشتر بود به صورت ضمیمه از یک صفحه تا چندین صفحه به توضیح پرداخته ام. بعضی اوراق و اسناد گراور گردیده تا درک روشنتری از مطالب حاصل آید. یادداشتهای دیگری باقیمانده که در محکمه نظامی مختصر اشاراتی به آنها شده که از برخی جنبه ها با این رویداد تاریخی ارتباط نزدیک دارد و تاریخ میهن ما را روشن می سازد. این یادداشتها را در دنباله جلسات دادگاه آورده ام. علاوه بر مطالب بالا صحبت های خودمانی در زندان پیش می آمد. نسبت به اشخاص اظهار نظر می خواستم؛ دکتر مصدق می گفت، بعد در منزل یادداشت می کردم. در همان روزهایی که بحث روز، محاکمه دکتر مصدق بود، در روز شنبه ۱4 فروردین ۱۳۳۳ در روزنامه های عصر ۱۹ فروردین خبر را می دادند، یحث در صد سهمیه نفت شرکتهای امریکایی بود. وارد زندان شدم عناوین روزنامه را خواند. بی مقدمه و سئوال و جواب عبارتی بر زبان آورد:

ما می خواستیم قرارداد ۱۹۰۷ دور شود.

حالا امریکائیها هم آمدند.

اینگونه گفتگوها و بهر مناسبی موضوعاتی بر زبان می آمد یا مطالبی به اقتضای محاکمه پیش کشیده می شد. من با تساهل رد نمی شدم که آن یادداشتها مورد استفاده قرار گرفته است مثل تبریکات عید سال ۱۳۳۳ به دکتر مصدق. نظرش در شرح حال نویسی، رفع تردید سن، عرضه خدمت در دوره دیکتاتوری، یک مقاله سانسور شده که با مناسبت قبل از شروع جلسات دادگاه تجدید نظر آورده ام ...

مطالبی که در حاشیه به نظر می رسید و دارای اهمیت ویژه ای بود که نمی شد از آن گذشت با شماره هایی داخل [ ] آورده ام به عنوان «پیوست». آخر هر قسمت درج شده است تا به تفضیل آن ها رشته سخن از دست نرود.

 از ذکر حق الوکاله پرداختی دکتر مصدق با ذکر مبنای محاسبه و میزان و نحوه پرداخت غافل نمانده ام و گفته ام. در تمت الکتاب نامه ۸ آبان ۱۳۴۱ دکتر مصدق را از احمد آباد گراور کرده ام که در آن ضمن ذکر شمه ای از رویدادها خدمات مرا (از نظر خودش) جمع بندی نموده است.

 اِهدنا الصِراطَ المُستقیم گویان خدا را همیشه شاهد و ناظر داشته ام و از برکات این اعتقاد چراغ حقیقت فرا راه من بوده است.

  پایان گرفتن کتاب دوم آخرین تماس کاری و وکالتی من با دکتر مصدّق است. به قید حیات آثار دیگری که ارتباط با دکتر مصدّق و پی آمدهای آن بیاید، اطلاعات خود را با خوشه چینی از مطبوعات با ذکر مبانی عرضه خواهم داشت.

 رسیدگی مرحله فرجامی به طور مشروح، مندرجات کتاب سوم خواهد بود و سپس مجموعه نامه های دکتر مصدق از تبعیدگاه احمد آباد با توضیحاتی در اطراف بعضی از آن مکاتبات و مناسبت   ها.

کتاب «دکتر محمد مصدق در دادگاه تجدید نظر نظامی» در سال ۱۳۶۵، توسط شرکت سهامی انتشار، تهران به چاپ رسید.

بازگشت